به روز شد!ببینید ونظر بدهید.
وبلاگ من
وضعیت یاهو
بایگانی
لینكدونی
لینكستان
جستجو
آمار وبلاگ
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
به روز شد!ببینید ونظر بدهید.
نوشته شده در سه شنبه 24 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : ناز
ویرایش شده در - و ساعت -
نوشته شده در پنجشنبه 19 آبان 1384 و ساعت 06:11 ق.ظ توسط : ناز
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده در دوشنبه 16 آبان 1384 و ساعت 02:11 ق.ظ توسط : ناز
ویرایش شده در - و ساعت -
این ماه رمضون عجب ماه خوبیه!اصلا زندگی آدم خود به خود نظم می گیره.
همه جی سر جاشه.همه ی کارا سر وقتش انجام میشه.تازه همه همدیگرو
میبینن بر خوردها متفاوت تر میشه همه مهربون میشن.اصلا آدم خودش از
خودش خوشش میاد!
ولی همین که عید فطر رد شد روز از نو روزی از نو قیافه ها میره تو هم همه
بداخلاق و کسل میشن.بزرگترها فراموش میشن.سر همدیگه کلاه میزارن.
غیبت ها شروع میشه و هزار جور بر نامه ی دیگه ...لااقل وقتی روزه ایم میگیم
زبون روزه اینطوری نگم اصلا فراموش می کنیم این ۱ ماه چی بود حالا چی شد..
کاش میشد همیشه خوب بود....
البته همه اینطور نیستن ها ولی خیلی از ماها متاسفانه اینطوریم!نه؟
نوشته شده در یکشنبه 15 آبان 1384 و ساعت 09:11 ق.ظ توسط : ناز
ویرایش شده در یکشنبه 15 آبان 1384 و ساعت 02:11 ق.ظ
زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است
رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است!
دوستان نظراتتون را درباره ی زندگی بنویسید. ناز
نوشته شده در یکشنبه 15 آبان 1384 و ساعت 07:11 ق.ظ توسط : ناز
ویرایش شده در یکشنبه 15 آبان 1384 و ساعت 07:11 ق.ظ
استاد می گوید: اغلب دوست داشتن از مورد محبت ودوستی
واقع شدن آسانتر است. قبول کمک وحمایت از دیگران را
مشکل می یابیم. تلاشهای ما در جهت مستقل به نظر رسیدن
دیگران را از فرصت نشان دادن علا قه شان باز می دارد.
بسیاری از والدین در دوران کهولت,فرزندان خود رااز محبت
های آشکاری که در دوران کود کی بر آنها ارزانی داشته اند
محروم می کنند . بسیاری از شوهران ونیز زنان وقتی دچار
مصیبت می شوند از روی شرمندگی کمکی از دیگران نمی پذیرند
و در نتیجه چشمه های عشق سرازیر نمی شوند.
باید از دیگران عشق را پذ یرفت. بگذارید تا دیگران به کمکتان
بیایند و نیروی لازم را جهت گام برداشتن به جلو به شما بدهند.
اگر چنین عشقی را با خلوص و تواضع بپذیرید خواهید فهمید که
عشق نه دادنی است و نه گرفتنی بلکه شراکتی است.

نوشته شده در یکشنبه 15 آبان 1384 و ساعت 03:11 ق.ظ توسط : ناز
ویرایش شده در یکشنبه 15 آبان 1384 و ساعت 07:11 ق.ظ

نوشته شده در شنبه 14 آبان 1384 و ساعت 02:11 ق.ظ توسط : ناز
ویرایش شده در - و ساعت -
تو بهترین عیدی هستی که من تا حالا از خدا گرفتم.
هر چند تاریخ آشناییمون آذر ماهه ولی چون اولین صحبت حضوریمون روز عید فطر
بود حال و هوای امروز, منو یاد اون روز انداخت . روزیکه ساعت 4.30 بعد از ظهر
توی پارک روی نیمکت کنار من نشسته بودی و در کمال آرامش در حالی که من خیلی
معذ ب بودم داشتی آدامس می جویدی و اینکارت واقعا کفر منو در میاورد طوری که
آخرش مجبور شدم بهت بگم که این کارو نکنی!
وای که چه روز قشنگی بود!از اون روز به بعد هر چقدر بیشتر باهات آشنا می شدم و
می شناختمت می فهمیدم که تو همون کسی هستی که من همیشه از خدا می خواستم.
عید فطر سال 82 یک شروع قشنگ برام بود,اولین قدم به سوی چیزی که فقط خودت
می دونی و بس!
فکر می کنم از دیشب تا حالا هزار بار عید رو بهت تبریک گفتم ولی بازم میگم:
عزیز ترینم عیدت مبارک. 
نوشته شده در شنبه 14 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : ناز
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده در پنجشنبه 12 آبان 1384 و ساعت 04:11 ق.ظ توسط : ناز
ویرایش شده در پنجشنبه 12 آبان 1384 و ساعت 05:11 ق.ظ
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگیها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه ی مژ گان من
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش ازا ینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی انگاشتم
ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
ای مرا با شور شعر آمیخته
اینهمه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی...

نوشته شده در پنجشنبه 12 آبان 1384 و ساعت 04:11 ق.ظ توسط : ناز
ویرایش شده در پنجشنبه 12 آبان 1384 و ساعت 04:11 ق.ظ